سفارش تبلیغ
طرح 24000 شهید
با او می شود ...............
بارالها ! ترس از کیفر موعود را روزی ما گردان ...و ما را نزد خود، از توبه کارانی قرار ده که محبّتت را بر آنان مقرّر داشتی و بازگشتشان را به فرمانبری ات پذیرفتی، ای عادل ترین عادلان! [امام سجّاد علیه السلام]
با او می شود ...............
 
 RSS |خانه |ارتباط با من| درباره من|پارسی بلاگ

»» علمدار کربلا

توی روضه حضرت ابوالفضل نشسته بود با چشمانی اشک بار دل غمگین خسته از روزگار آدم هاش
مداح داشت روضه حضرت ابوالفضل(ع ) می خواند و می گفت همه دردمندها همه گرفتارها حاجتشون از حضرت عباس می گیرند 
بغض سالها تنهاییش شکسته شده بود او هم شروع کرد از درد گرفتارهایش سخن گفت
وقتی از روضه بر می گشت دیگر هیچ غمی نداشت سبک سبک شده بود نور معنویت خاصی در دلش تابیده بود
علمدار کربلا او را از آرامش خوشبختی سیراب کرده بود و از تنهایی افسردگی نجات داده بود
پ ن : اینم عکس پسرم




نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میترا ( شنبه 5/9/90 :: ساعت 3:50 عصر )
»» ای کاش قانون احساس داشت

دختر هماسیه امون را دیدم با چشمان پر از اشک ازش پرسیدم چی شده ؟ گفت میترا بدبخت شدم گفتم بگو ببینم چی شده ؟ گفت برادرم را به جرم حمل مواد مخدر گرفته اند مواد مخدر خیلی زیاد بوده و احتمال اعدام یا حبس ابد دارد. گفتم چی ؟ برادر تو که اهل این کارها نبود گفت میترا نمی دونم ولی فکر کنم برایش پاپوش درست کرده اند و ....
یاد قدیم افتادم برادرش دوازده سال داشت که در شاپور قدیم کار می کرد ما مثل یک خانواده بودیم من به او می گفتم داداش احمد .
مریم از او خیلی می ترسید چون دعوا می کرد بیرون بازی کند برای همین من همیشه به خانه آنها می رفتم من تا آخر شب با مریم محمود بازی می کردیم وقتی احمد از سر کار بر می گشت توپ فوتبالش را بر می داشت توی میدان خاکی پشت خانه بازی می کرده اند با بچه ها او دوست داشت جای عابدزاده شود .
پنچشنبه که حقوق هقتگی اش که ده تومان می شد را بهش می دادند با یک پلاستیک پر از تنقلات به خانه می امد برای من هم می خرید چون من عاشق تنقلات بودم .
کاش باز هم بر می گشتیم به آن دوران ، دوران خوشی بود من مریم محمود دور احمد حلقه می زدیم می گفتیم داداشی تو را خدا بذار برویم توی کوچه دوچرخه سواری و او با اخم جذابی بعد از اصرار ما موافقت می کرد .
حالا داداش احمد گوشه زندان با یک سرانجام نامعلوم اسیر شده هیچ کس نمی گوید داداشی از 10 سالگی تا 35 سالگی جون کنده کار کرده ولی الان چی 45 میلیون بدهی و یک زن بیمار که به خاطر بیماری روانی در بیمارستان بستری است و کودکی 10 ساله که نمی داند برای پدر گریه کند یا مادر .
مادری که هر روز دارد زار می زند از خدا امام زمان یاری می طلبد خواهری که جگرش پاره پاره شده و جز آه حسرت چیز دیگر نمی خورد .
ای کاش قانون ما درست می شد ای کاش مجرم براساس شرایط و موقعیتی که توش گرفتار شده کیفر می شد نه براساس قانون خشک بی ملاحظه
ای کاش قاضی وقتی می خواست حکم بدهد به مجرم نگاه می کرد در چشمانش به خانواده مجرم و شرایطشان نگاه می کرد ای کاش قانون احساس داشت ای کاش قانون مثل مادر حکم می کرد .
اگه من درک می کنید برای آزادی احمد و احمدها 100 مرتبه بگویید یا غیاث  المستغیثین
دعا کنید برای همه زندانی های در بند برای همه مریض ها و برای .................
 



نوشته های دیگران ()
نویسنده متن فوق: » میترا ( چهارشنبه 6/7/90 :: ساعت 3:7 عصر )
»» لیست کل یادداشت های این وبلاگ

علمدار کربلا
ای کاش قانون احساس داشت
[عناوین آرشیوشده]

>> بازدید امروز: 66
>> بازدید دیروز: 62
>> مجموع بازدیدها: 26481
» درباره من

با او می شود ...............
میترا[22]
من هیچ کس هستم و هر چه هست فقط اوست

» پیوندهای روزانه

نشانه [234]
عشق الهی [236]
[آرشیو(2)]

» آرشیو مطالب
حرف دل [11]
بهار 1387 [2]
زمستان 1386 [6]
حرف دل

» لوگوی وبلاگ


» لینک دوستان
پری برای پریدن
شلمچه
ساحل نشین اشک
تا صبح انتظار
شیدا
آدمک ها
زمینیان آسما نی
کلک بهار
xXx رنـــــــــــگـــــــــارنـــــــــــــــگ xXx
چشم انتظار
رویش
در همه حال بگو سپاس
دهاتی
چفیه
جهاد همچنان باقی است
.: شهر عشق :.
کبو ترانه .... تا بام ملکوت
علمدار دین
بسیجی 57
پایگاه اطلاعاتی و کاربردی شایگان
عاشقم ،صدای تو را ...
شب مهتابی
قافله شهداء
حوریب
جومونگ jumongسوسانو دانلود نرم افزار موبایل بازی عکس کد download
سخن دل
همسفر عشق
عشق الهی: نگاه به دین با عینک عشق و عاشقی
تکنولوژی کامپیوتر
درد شکفتن (یادآوری عظمت من و تو )
نیلوفرآبی
نشانه
هر چی میخوای اینجا هست
امیدزهرا
عــــشقـــــولـــــک
تبادل لینک وافزایش بازدید
هرچه می خواهد دل تنگت بگو(مشاوره)
..::@@صدای سکوت@@::..
اموزش . ترفند . مقاله . نرم افزار
دنیای من پر از عکس و حرف نگفته
.•¤ خانه آرزو ¤•.
دیر زمانی است که هم صحبت با خاکم من
تعقل و تفکر
خلوت تنهایی
و خدایی که در این نزدیکیست
بابای من بهترین بابای دنیاست ..
اوریا
وبلاگ ایران اسلام
زیر آسمان خدا
غم قطره
انا مجنون الحسین علیه السلام
هانیبال
دختر و پسر
میکده
پرستوی مهاجر
یحول بین المرء وقلبه ( بنام خدایی که حائل است بین انسان و قلبش )
کسی که مثل هیچکس نیست
بهترین وبلاگ تخصصی موبایل
شمیم وصل
معبر
کوثر
رقص در غبار
دست های خالی
کلبه احزان
دفترچه ممنوع
اندکی صبر سحر نزدیک است
دفترچه یاداداشت های ممنوع
ندای آسمانی
راز گل سرخ
فقط به خاطره تو
خاطرات تلخ و شیرین
سه فاز بازار
قدرت شیطان

» صفحات اختصاصی

» لوگوی لینک دوستان


» طراح قالب